سفارش تبلیغ
صبا ویژن
اندر احوالات زن گرفتن ما - صفحه ای فقط برای خودم

اندر احوالات زن گرفتن ما

پنج شنبه 86 مرداد 25 ساعت 3:56 صبح

اندر احوالات زن گرفتن ما که هر کس ، کسی را می یابد و پیشنهاد می دهد و بعد دیگری میگوید مثلا ، نه این غریب است ، این یکی خوشگل نیست ، آن یکی فلان است و دیگری ... .

 

ابتدا و همین اول و در آغاز کلام مراتب اعتراض خود را در مورد این ادیتور پارسی بلاگ تسلیم میدارم .

امید است فکری به حالش بشود و گرنه مجبوریم به بلاگفا نقل مکان کنیم.

 

و اما ازدواج ما.

الان که دارم تایپ میکنم ، البته باز نویسی یعنی ساعت نه و پنجاه و یک دقیقه به ساعت کامپیوتر . قرار است عمه ی گرامی بیاید و در مورد ،‏موردی که در نظر دارد به مادر گرامی تر رایزنی نماید .

لازم به ذکر است که دیروز تلفنی هماهنگی هایی با حقیر صورت گرفت و حقیر گفتم اصلش مادر گرامی است و باید با او صحبت گردد.

 

دیشب هم جایتان خالی ، پدر و مادر و داماد و خواهر بزرگ و خلاصه همه ی پیشکسوتان امر ازدواج جمع بودند ، از در که وارد شدم دیدم دارند تلفنی صحبت می کنند ،‏ خیلی پر رو به او میگفتند :‏ همه ی دخترهایت را شوهر داده ای ؟

گفتم :‏بابا !‏ خجالت هم خوب چیزیه .

در ادامه صحبت تلفنی شان شنیدم :‏ دختر فلانی چند سالش است ؟‏

بعد از قطع شدن ، گفتند :‏نه به درد نمی خوره ،‏ از علی بزرگتره .

 

خلاصه به دلایل امنیتی از ذکر ادامه ماجرا معذورم ،‏ امید است که خداوند متعال عنایتی نماید و این جماعت یا از خیر زن دادن بگذرند و یا یکی پیدا شود و این همه اعصاب ما خط خطی نگردد.

 


نوشته شده توسط : سید علی علوی

نظرات دیگران [ نظر]